تاریخ امروز:۲۵ مهر ۱۴۰۰

تکنیک های کاربردی در تحلیل کسب و کار (بخش اول)

تحلیل کسب و کار در چند سال گذشته با رویکردهای خلاقانه و نوآورانه، بهترین روش های تغییر الگو تحلیل کسب و کار را اتخاذ کرده است. تنها هدف این تکنیک ها بدست آوردن بهترین نتیجه به عنوان یک راه حل کسب و کار است.


علاوه بر این، اینطور نیست که از بهترین تکنیک های تجزیه و تحلیل کسب و کار در سراسر پروژه مورد استفاده قرار گیرد. بلکه می تواند برای مرحله خاصی از پروژه مانند ابتدای پروژه یا زمانی که پروژه تمام می شود، قابل اجرا باشد. علاوه بر آن، هیچ یک از بهترین تکنیک‌های آنالیز کسب‌ و کار برای همه پروژه ‌ها قابل‌ اجرا نیستند. و به تشخیص تللیلگر برای پروژه قابل استفاده است.

چند تکنیک پرکاربرد برای تحلیل کسب و کار
با این حال، به عنوان یک تحلیلگر کسب‌ و کار یا یک تحلیلگر حرفه ‌ای، که می‌خواهد حرفه و نقش تحلیلگر کسب و کار را دنبال کند، باید در مورد برخی از بهترین تکنیک ‌های تحلیل کسب ‌و کار بداند. از این رو، در این مقاله، ۵ تکنیک تحلیل کسب ‌و کار رایج و معروف که به طور گسترده در صنایع به کار می‌روند را مورد بحث قرار خواهیم داد.

هم چنین پیشنهاد می شود بخش دوم این مقاله را با عنوان تکنیک های کاربردی در تحلیل کسب و کار (بخش دوم) را نیز مطالعه فرمایید.

۱- تجزیه و تحلیل SWOT

اصطلاح SWOT مخفف چهار حرف تشکیل دهنده آن است:
• Strength: به معنی قدرت
• Weakness: به معنی ضعیف
• Opportunities: به معنی فرصت ها
• Threats: به تهدیدها
این یک تکنیک کاربردی و کامل است که مورد استفاده قرار میگیرد و از دو بعد به موضوع نگاه می کند:
• عوامل داخلی مانند قدرت و ضعف
• عوامل خارجی به عنوان تهدیدها و فرصت ها
تحلیل SWOT یک تحلیل چهار وجهی برای یک تحلیلگر کسب وکار است که در آن داده‌ها را به عنوان پاسخ هر ضلع یا وجه قرار می‌دهد. یک تحلیلگر کسب ‌و کار به سوالات هر وجه پاسخ می‌دهد.

مزیت SWOT :

تحلیل SWOT یکی از محبوب ترین روش ‌های آنالیز کسب‌ و کار است. علاوه بر این، روش آسانی است. این یک روش کاربردی بوده و برای بسیاری از موارد قابل استفاده است و فقط به تجزیه و تحلیل کسب و کار محدود نمی شود. این تکنیک به طور گسترده در تمام صنایع استفاده شده و برای بسیاری از پروژه ها هم از این تکنیک می توان استفاده نمود.
در مقاله ای جداگانه در مورد این تکنیک و روش استفاده از آن به طور کامل صحبت خواهیم کرد.

۲- تجزیه و تحلیل MOST

اصطلاح MOST مخفف چهار حرف تشکیل دهنده آن است:
Mission: به معنی ماموریت
Objective: به معنی هدف
Strategy: به معنی استراتژی
Tactics: به معنی تاکتیک ها

تکنیک تجزیه و تحلیل MOST یک چارچوب تجزیه و تحلیل کسب و کار قدرتمند است که در میان بهترین تکنیک ‌های آنالیز کسب‌ و کار قرار گرفته است که تحلیلگران کسب‌ و کار با استفاده از آن چه سازمان انجام می‌ دهد و برای رسیدن به هدف و آنچه که باید برای حفظ همسویی استراتژیک انجام دهد، تحلیل می‌کنند. از این رو، تجزیه و تحلیل MOST یک راه روشن و واضح برای درک یک سازمان در توانایی و هدف آن است.
حالا بیایید در مورد هر یک از فاکتورهای MOST با توجه به اهداف آنها را توضیح دهیم.
Mission: این مهم ‌ترین عامل برای سازمان است که هدف و اهدافی را تعریف می ‌کند که می ‌خواهد در آینده به آن دست یابد. اگر ماموریت مشخص باشد، تجزیه و تحلیل و اندازه ‌گیری عوامل باقی مانده آسان ‌تر است.
Objectives: ما می‌ توانیم اهداف را به عنوان مجموعه ‌ای از هدف ها در نظر بگیریم که به عنوان یک نتیجه انباشته در ماموریت سازمان است. بعلاوه، اهداف باید SMART نیز باشند.
اهداف SMART باید مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع گرایانه و قابل زمان بندی باشد. لازم به ذکر است که SMART از مخفف کلمات زیر بدست آمده است:
Specific: به معنی مشخص
Measurable: به معنی قابل اندازه گیری
Achievable: به معنی قابل دستیابی
Realistic: به معنی واقع گرایانه
Timely: به معنی به موقع
Strategy: این مرحله یا اقداماتی است که یک سازمان برای رسیدن و دستیابی به اهداف و سرانجام برای انجام ماموریت انجام می‌دهد. یک استراتژی گروهی از تاکتیک ها است.
Tactics: این‌ ها روش‌ های گسسته و صریحی هستند که یک سازمان برای انجام این استراتژی ‌ها از آن‌ ها پیروی می ‌کند.
مزیت MOST :
تجزیه و تحلیل MOST یک تکنیک تجزیه و تحلیل کسب و کار ساختاری است که توسط هر سطح کاری در یک سازمان از بالا به پایین دنبال می شود. این فرایند اطمینان می دهد که سازمان بر مأموریت خود که عامل اصلی موفقیت یک سازمان است، تمرکز خود را حفظ کند.

۳- مدل سازی فرآیند کسب و کار (BPM)

مدل ‌سازی فرآیند کسب و کار تماما در مورد بهبود فرآیند است. این یک فرآیند قدیمی است، با این حال، اغلب به عنوان یک تکنیک تجزیه و تحلیل کسب ‌و کار در مرحله تحلیل یک پروژه برای درک یا تجزیه و تحلیل شکاف های بین فرآیند کسب ‌و کار موجود و فرآیند کسب‌ و کار آینده که تجارت آن را انتخاب می‌ کند، استفاده می ‌شود.
طبق موسسه بین‌ المللی تحلیل کسب ‌و کار (IIBA)، تحلیلگران کسب‌ و کار وظایف زیر را در یک پروژه BPM انجام می‌ دهند:
• برنامه ریزی استراتژیک
• تجزیه و تحلیل مدل کسب و کار
• تعریف فرآیند و طراحی آن
• تجزیه و تحلیل فنی برای راه حل های پیچیده کسب و کار

معمولاً BPM به صورت نموداري نشان داده مي شود كه در آن فرآيند، تصميمات و اطلاعات به عنوان يك گردش كار متوالي نشان داده مي شوند دو نوع نشانه وجود دارد که برای نمودارهای BPM مورد استفاده قرار می گیرد.
• BPMN : Business Process Modeling Notation
• UML : Unified Modelling Language Activity Diagram
مزیت BPM :
تکنیک BPM یک راه آسان برای ارایه منطقی این است که چگونه یک فرآیند کسب‌ و کار با نقش ‌های مختلف عمل می‌ کند. علاوه بر این، یکی از بهترین تکنیک ‌های تحلیل تجاری شناخته ‌شده در صنعت، به ویژه در صنعت IT است. بنابراین، افراد می‌ توانند به راحتی مراحل متوالی فرآیند اجرا را تجسم کنند. این امر به نوبه خود به ایجاد تجزیه و تحلیل کسب ‌و کار پیچیده برای انجام یک تحلیل گر تجارت کمک می‌ کند.

۴- Use Case Modelling

مدل سازی Use Case روشی است که به صورت تصویری نشان می دهد چگونه عملکردهای کسب و کار باید در سیستم پیشنهادی، از طریق تعاملات کاربر، کار کنند. این به طور عمده در پروژه های توسعه نرم افزار و در مرحله طراحی برای تبدیل نیازهای کسب و کار به مشخصات عملکردی در یک پروژه توسعه موجود استفاده می شود. ابزارهای مختلفی برای ترسیم نمودارهای UML از جمله Microsoft Visio ، IBM’s Rational Rose و غیره استفاده می شود.

مدل سازی Use Caseدر نمودار UML عبارتند از:
سیستم: طرح کلی نمودار به صورت سیستم نشان داده می شود. در نمودار بالا، جعبه مستطیل شکل به عنوان سیستم مدیریت Timesheet نشان داده شده است.
Use Case: در UML، نمودار UML با یک شکل بیضی نشان داده می شود، و یک Use Case فردی نشان دهنده یک عملکرد واحد است. در مثال بالا ایجاد ورودی صفحه tome ، Validate time sheet ، Save draft و غیره ویژگی های جداگانه ای هستند که به عنوان بخشی از روند مدیریت Timesheet اجرا می شوند. طبق قرارداد، هر عملی در حالت استفاده با استفاده از یک فعل فعال نمایش داده می شود.
 نقش آفرینان: شکل انسان در نمودار نشان‌ دهنده کاربرانی است که با مورد استفاده یا قابلیت استفاده مرتبط هستند.آن‌ ها بخشی از فرآیند نیستند. از این رو، ما آن‌ ها را در بیرون جعبه مستطیلی نمایش می ‌دهیم.
انجمن: تعامل یک بازیگر با سیستم از طریق استفاده از موارد به عنوان یک انجمن شناخته می ‌شود. در نمودار بالا، ما می ‌توانیم مدیر، کارمند یا هر دو را ببینیم که در حال تعامل با سیستم از طریق موارد استفاده متفاوت هستند.
کلیشه ها: روابط بین موارد استفاده به عنوان کلیشه شناخته می شوند. کلیشه ها دو نوع هستند:

  •  << uses>>
  • <<extends>>

مزیت Use Case:
نمودار UML Use Case یک روش تجزیه و تحلیل کسب و کار بسیار مفید برای روشن شدن و نشان دادن دامنه عملکرد استفاده می کند. یک تحلیلگر کسب و کار باید بیشتر بر روی حوزه های کارکردی کلیدی تاکیدکند. از این رو، تعاملات مناسب بازیگر با استفاده از نمودار UML در این روند کمک می کند. نمودار UML به شما کمک می کند تا الزامات عملکردی اصلی را با مشاغل کسب کنید که از دیدگاه تحلیل گران کسب و کار از اهمیت بیشتری برخوردار است.

۵-  Brain Storming (طوفان فکری)

این یک فعالیت گروهی و یکی از رایج ‌ترین روش ‌های آنالیز کسب‌ و کار بین تحلیلگران کسب ‌و کار است. این یک تکنیک بسیار خلاقانه است که در آن یک فعالیت گروهی برای تولید ایده‌ها، ریشه و ایجاد راه ‌حل برای مشکلات انجام می ‌شود. ذکر نام ایده پردازی به عنوان یک تکنولوژی زیربنایی برای دیگر تکنیک ‌های تحلیل کسب‌ و کار از جمله تحلیل SWOT، آنالیز PESTLE و غیره کار می ‌کند.

منبع: whizlabs.com